تبليغاتX
هلیا











هلیا

bye
 
 

 

Inja bemonam VASE CHI

EShgho biaram VAse KI

 ROyaye TO jaye digast

BORO soraghe ZENDEGIT

 
 .
+نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت23:58توسط ***هلیا*** |
 

نمي‌نويسم،

چون مي‌دانم هيچ گاه نوشته‌هايم را نمي‌خواني،

حرف نمي‌زنم،

 چون مي‌دانم هيچ گاه حرف‌هايم را نمي‌فهمي،

نگاهت نمي‌كنم،

چون تو اصلا نگاهم را نمي‌بيني،

صدايت نمي‌زنم، زيرا اشك‌هاي من براي تو بي‌فايده است،

 فقط مي‌خندم،

 چون تو در هر صورت مي‌گويي من ديوانه‌ام .

+نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386ساعت23:28توسط ***هلیا*** |
future

 

 

من براي سالها مي نويسم

 سالها بعد که چشمان تو عاشق میشوند

 افسوس که قصه مادربزرگ درست بود

 هميشه يکي بود و يکي نبود

 

+نوشته شده در جمعه 2 آذر1386ساعت13:52توسط ***هلیا*** |
i wait stay

 

 

كسي در باد مي خواند

 تو را تا اوج مي خواهم

براي ناز چشمانت

 چه بي صبرانه مي مانم

 دلم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم

 تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم

 

+نوشته شده در جمعه 11 آبان1386ساعت22:47توسط ***هلیا*** |
 

 

دلم مي خواد وقتي باهات حرف مي زنم تو هم يه چيزي بگي

دلم ميخواد اگه اشتباه مي کنم تو منو توجيه کني نه اينکه بگي اين نظر تو ?اين طوري نيست

منو توجيه کن اگه احساسم در مورد تو و رفتارت اشتباهه

بازم فکر و خيال آزارم ميده!

بازم مي گم که خيلي دوست دارم

امروز وقتي تو رویا  باهات حرف مي زدم خيلي احساس دلتنگي مي کردم

می دونم که هنوزم دوسم داری

حتی بیشتر از گذشته

اما توجیهم کن ای عشق من


 

+نوشته شده در دوشنبه 9 مهر1386ساعت0:14توسط ***هلیا*** |
 

                             

 

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن

چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن

 چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن 

نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم.

يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت

 

+نوشته شده در پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت1:33توسط ***هلیا*** |

 

 

 

مسافر من !

می دانم که زود تر از زود بر می گردی ...

اما چشم های من بی اختیار در نبودنت می بارند

 

+نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور1386ساعت21:43توسط ***هلیا*** |